خواب

آیدا از وقتی که شروع کرد به حرف زدن، توی خواب هم همون چند تا کلمه ای که بلد بود رو می گفت. هنوز هم توی خواب خیلی وول میخوره و زیاد پیش میاد که حرف بزنه.
چند وقت پیش با صدای پای کسی از توی آشپزخونه از خواب پریدم و سریع چراغها رو روشن کردم، دیدم آیدا سر جاش نیست. رفتم توی آشپزخونه دیدم آیدا داره توی خواب راه میره، می گفت می خوام حلوا درست کنم! بغلش کردم و آوردم سر جاش خوابوندم.
دوباره چند شب پیش هم می خواست بره توی آشپزخونه ظرف بشوره! که اون موقع ما هنوز بیدار بودیم و نذاشتیم بره توی آشپزخونه و سریع دستهاشو گرفتم تا دوباره خواب رفت.
وقتی با دکترش مشورت کردیم گفت که یه کم عجیبه چون بچه ها معمولا تو سنهای بالاتر توی خواب راه میرن و ممکنه از خستگی زیاد باشه و اینکه حتما درها رو قبل از خواب قفل کنید و وسایل خطرناک سر راه نباشه!

pingu

این روزها آیدا علاقه زیادی به برنامه پینگو پیدا کرده و از دیدنش خسته نمیشه همه قسمتهاش رو از حفظ شده و وقتی داره پینگو میبینه همزمان برامون تعریف هم می کنه که مثلا الان پینگو چی کار کرد! حتی شبها هم خواب پینگو رو می بینه و توی خواب درباره پینگو حرف میزنه یه بار هم آهنگش رو با دهن زدD: روزها هم منتظره تا پینگو از دانشگاه! بیاد و همش از من می پرسه ساعت چنده چرا پینگو نیومده؟

چند شب پیش وقتی بابای آیدا از دانشگاه اومد آیدا شروع کرد به گریه کردن و می گفت چرا پینگو نیومد :( فرداش بابای آیدا با پینگو از دانشگاه برگشت آیدا هم کلی ذوق خورد.
حالا آیدا از خواب که بیدار میشه پینگو رو میبره پشت پنجره برفها رو بهش نشون میده و میگه “نیاه کن بف اومده همه جا هپید شده” باهاش غذا می خوره، بازی می کنه و برنامه پینگو می بینه!

آیدا و مهد

آیدا تقریبا به مهدش عادت کرده و تازگی ها هم موقع خداحافظی با من گریه نمیکنه! با بچه ها بیشتر دوست شده با اینکه هنوز خوب نمی تونه باهاشون ارتباط برقرار کنه ولی بچه ها دوستش دارن و وقتی آیدا رو می بینن میان پیشش، باهاش حرف می زنن و بازی میکنن!

هفته قبل عکس هایی که از بچه ها توی مهد گرقته بودن رو به مادرها نشون دادن و اون وسط کلی عکس از آیدا بود که داشت بازی میکرد، نقاشی میکشید، روپوش پوشیده بود و داشت کاردستی درست میکرد یا با پیش بند و کلاه اشپزی داشت برای مامان کلوچه خوشمزه درست میکرد! خیالم راحت شد که آیدا مهدش رو دوست داره.
امسال آیدا دوبار از سینترکلاس هدیه گرفت. یه بار از سینترکلاس ایرانی و یه بار هم از سینترکلاس هلندی توی مهد! کادوش یه عروسک بود که خودمون پارسال براش خریده بودیم ولی آیدا بازم از دیدنش کلی ذوق کرد.

چند روزیه آیدا سرما خورده، امروز که بردمش مهد دیدم مربیشون یه بسته دستمال تولت! گذاشته رو میز و یکی یکی میره دماغ بچه ها رو میگیره!
این چند تا عکس از کاردستی ها و نقاشی های آیدا توی مهده:

مهد کودک

قراره از دوشنبه آینده، آیدا سه روز در هفته بره مهد کودک.
این اولین باره که آیدا می خواد تنها بمونه و نمیدونم روزهای اول چه طور با محیط جدید برخورد می کنه. البته فقط سه ساعت در روزه، ولی اگه مهدش رو دوست داشته باشه همین هم براش خیلی خوبه و از تنهایی بیرون مییاد.
آیدا بچه ها رو دوست داره و خودش هم میگه: آیدا بره مهد دوست پیدا کنه! بره توی خیابون چراغا سبز کنه میخواد دمکاش (دکمش) بزنه بعدش سوار ترم بشه بشینه روی هنددی(صندلی).
نمیدونه که مهدش روبروی خونمونه و نه چراغ راهنما میخواد و نه ترم D:
پ.ن. انشاالله با رفتن به مهد، برنامه خوابش هم درست بشه و شبها زودتر بخوابه و صبح زود بیدار بشه.  

دو سالگی

حدودا دو ماه پیش تولد دو سالگی  آیدا بود  ولی فرصت نشده بود که عکسهاش رو بذارم.
آیدا کلی از شمعهای روی کیکش خوشش اومده بود و تند تند شمعها رو فوت می کرد و اجازه نمی داد ازش عکس بگیریم ما هم برای این عکسها هزار بار شمعها رو روشن کردیم (:
تارا کوچولو روز تولد آیدا رو یادش مونده بود و اون روز مهمون آیدا بود. با اجازه مامان تارا این چند تا عکس از تارا رو هم اینجا میذارم:

تغییرات

توی این مدتی که اینجا ننوشتم آیدا کلی بزرگ شده اینقدر سریع که بعضی وقتها خودمونم تعجب می کنیم. آیدا حالا خوب حرف میزنه و حتی کاربرد کلمه هایی مثل فکر کنم یا مثلا و… رو یاد گرفته.  کامپیوتر رو  روشن می کنه و میره یوتیوب و آهنگهایی رو که دوست داره رو برا خودش می ذاره.

بعضی وقتها که دیگه زیادی با کامپیوتر کار کرده میگه: مامان نیا کن تامپیوتر بیچاله هنگ تده!!! بعد وقتی میخواد که دوباره بهش اجازه بدی با کامپیوتر بازی کنه میگه: دیگه نمیلم منو استات قول داده!!!

کلی وقت با کتاب قصه هاش سرگرم میشه و وقتی که براش کتاب میخونی با دقت گوش میکنه البته  حالا دیگه همشو بلد شده و دیگه خودش برامون قصه  میگه! باید براش چند تا کتاب جدید بگیریم  به خاطر اینکه همه کتاباش  پاره شدن (:

برگهای کتابشو جمع میکنه و میگه میخوام منگله کنم.

یه چیز دیگه هم  که خیلی برامون جالبه تخیلات ایدا هس. مثلا فکر میکنه که داره بارون میاد بعد میگه آیدا خیس شد بارون بعدش هم میره پتوشو میندازه رو سرش و میگه آیدا چتر داره یا مثلا همش فکر میکنه که داره توبی توست می خوره، اینو از برنامه تله توبیز که از تلویزیون میبینه یاد گرفته.

بهش میگیم آیدا دوباره تخیلات کردی؛ میگه چوب خیاطی! اشتباه شد چوب خیاطی. ( در زبان آیدا چوب خیاطی= تخیلات)

خلاصه اینکه خیلی شیرین (تر) شده  و ما (بیشترازقبل) داریم بهش وابسته میشیم.

پ.ن. میخوام اینجا بیشتر برای آیدا  بنویسم.

آیدا

1- کلی کلمه جدید یاد گرفته و خوب به حرفهات گوش میکنه و هر کلمه ای رو که بلده با خوشحالی تکرار میکنه!

2- تازگی ها خیلی به نقاشی علاقه نشون میده. چند تا مداد رنگی و ماژیک کلی وقت سرگرمش می کنه. البته بعد از نقاشی هم قیافه اش دیدن داره (:

3- با عروسک های انگشتی اسم حیون ها رو یاد گرفته ولی هر وقت که میریم بیرون و یه حیوونی رو می بینه از بس ذوق میخوره اسمها یادش میره و به همشون میگه ببه ( همون گربه)!!

چند تا عکس به درخواست دوستان (البته با معذرت به خاطر تاخیر):

برف

اولین برف زمستانی هم بارید.

حالا تصور کنید مامان آیدا می خواد به آیدا حرف زدن یاد بده:

- آیدا بگو برف

- بش

- ش نه، بگو برف، ف مثل فوت

- بش   ف

پ . ن. برف بازی با آیدا اونم یه روز آفتابی خیلی می چسبه!

این هم چند تا عکس از آیدا:


رابطه اندوخته های ذهنی با کلمات

کلمات فقط ساده ترین ابزارهای رفع نیاز انسان هستند و در انتقال آنچه در ذهن داریم معصوم ترین موجوداتند از ناتوانی.

به این ترتیب دنیا مجموعه پیچیده ای است از گره خوردگی سوء تفاهم ها. ناتوانی معصومانه کلمات یک سوی این رابطه مجهول است، سوی دیگر رابطه، بد فهمی و سوء درک همان چیزی است که ناقص و الزاما نا تمام بیان شده است. اکنون بنگر که از میان دو چیز ناقص چه حاصل می شود و آن را با تصاعدی به نسبت تمام گوش و زبان های عالم اندازه بگیر و ضرب کن در سوءنیت و بد گمانی سرشتی هر ذهن به سبب ترس فطری انسان از حس احتمالی خطری که از وجوه گوناگون، هستی اش را تهدید می کند؛ و تصورش را بکن در چه بهشتی به سر  می بریم!!

روزگار سپری شده مردم سالخورده- کتاب سوم- پایان جغد

گردش پاییزی

آیدا یه روز قشنگ آفتابی دست مامانشو می گیره و می بره با هم قدم بزنن!281020099372810200993928102009940

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.